تصمیم‌سازی | Decision Making

چگونه بر ترس از تصمیم گیری غلبه کنیم؟

ترس از تصمیم گیری,فوبیای تصمیم گیری,تردید در تصمیم گیری,تصمیم گیری متزلزل,بی ارادگی در تصمیم گیری,

ترس از تصمیم گیری که گاهی از آن با عنوان فوبیای تصمیم گیری یاد می شود، در عمیق ترین احساسات، عواطف و حالات روانی انسان ریشه دارد. تصمیم گیری مهارتی است که می تواند آموخته شود، اما ترس از تصمیم گیری تن

چگونه بر ترس از تصمیم گیری غلبه کنیم؟

چگونه بر ترس از تصمیم گیری غلبه کنیم؟ 640

ترس از تصمیم گیری که گاهی از آن با عنوان فوبیای تصمیم گیری یاد می شود، در عمیق ترین احساسات، عواطف و حالات روانی انسان ریشه دارد. تصمیم گیری مهارتی است که می تواند آموخته شود، اما ترس از تصمیم گیری تنها به فقدان تسلط در مهارت تصمیم گیری مربوط نمی شود. یکی از مهمترین دلایل ترس از تصمیم گیری، عدم آگاهی فرد تصمیم گیرنده از پیامدهای تصمیم پیش رو است. به اذعان روان شناسان و کارشناسان دانش تصمیم، بدون آشنایی با این ترس و ریشه‌های آن، نمی‌توان مهارت تصمیم گیری را آموخت.



ترس از تصمیم گیری به حدی مهم است که روان شناسان برای آن یک اصطلاح اختصاصی با عنوان Decidophobia در نظر گرفته اند. این اصطلاح از ترکیب دو کلمه Decide به معنای تصمیم گیری و Phobia به معنای ترس بی دلیل تشکیل شده است.



ترس از تصمیم گیری سبب می‌شود ما جرات انتخاب یک گزینه از میان گزینه‌های موجود را نداشته باشیم. این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه‌ی درست را می‌توانیم به سادگی از میان گزینه‌های پیش رو تشخیص دهیم. اما کمال طلبی و ده‌ها عامل دیگر، ما را به سمت توقف و تصمیم نگرفتن سوق می‌دهند.



البته این گونه نیست که ما از همه‌ی تصمیم ها بترسیم. تصمیم گیری در برخی موارد ترسناکتر و در برخی موارد ساده تر است. ما گاهی از تصمیم های کلان به تصمیم های جزئی فرار می‌کنیم. شاید شما چنین وضعیتی را زیاد تجربه کرده باشید:



مدت‌هاست تصمیم به تعویض خانه ام دارم. اما باید ده‌ها میلیون تومان پول روی آپارتمان فعلی بگذارم تا مسکنی را که بهتر است خریداری کنم. نه می‌توانم این تصمیم را فراموش کنم و نه جرأت دارم که به صورت قطعی تصمیم بگیرم. به سراغ راه‌حل دیگری می‌روم: "فعلاً با کمی تعمیرات و نقاشی فضای داخل منزل را عوض می‌کنم تا ببینم چی میشه. شاید بشه با همین تعمیرات جزئی تا مدتی همین آپارتمان رو تحمل کرد".



به تعبیر پیتر سنگه در کتاب پنجمین فرمان، که در زمینه تفکر سیستمی به نگارش درآمده: با تقسیم یک گاو به دو قسمت، دو گوساله نخواهیم داشت. بلکه یک گاو مرده خواهیم داشت. ما با خرد کردن یک تصمیم به تصمیم های کوچک‌تر، عملاً اصل آن تصمیم را کنار گذاشته و سرگرم انتخاب های دیگری شده ایم.



غیر از مورد فوق، ما راهکارها و مکانیزم های دیگری هم برای فرار از تصمیم گیری و پنهان کردن ترس از تصمیم گیری آموخته ایم:



برای مثال،  فعلاً اولویت من نیست:  می‌دانیم که دیر یا زود باید راجع به ماندن یا رفتن از کشور تصمیم بگیریم. اما به دلیل ترس از گرفتن این تصمیم، می‌گوییم: "فعلاً مشغول درس خواندن هستم. بگذار لیسانسم رو بگیرم. بعداً به این مسئله فکر می‌کنم. الان اولویت من مهاجرت یا ماندن نیست. اولویت دانشگاه است".



یا این که باید از یک مشاور کمک بگیرم:  "مسئولیت این تصمیم خیلی زیاد است و اگر خودم گزینه‌ای را انتخاب کنم، بعداً همیشه احساس پشیمانی خواهم داشت." به سراغ مشاور می‌روم و آن قدر مشاورم را عوض می‌کنم تا مشاوری پیدا کنم که گزینه‌ی مورد نظر من را پیشنهاد کند. حالا اگر اوضاع خوب شد می‌گویم نظر خودم هم از اول همین بوده و اگر اوضاع بد شد،‌ کسی هست که نفرینش کنم و مسئولیت بدبختی‌ها و بیچارگی‌ها را گردن او بیندازم.



دلیل این که بسیاری از ما مشورت می‌گیریم، ندانستن پاسخ نیست،  بلکه ترسیدن از پذیرش پاسخی است که در ذهن داریم.



اگر کسی واقعاً گزینه درست را نداند یا اطلاعات کمی داشته باشد، منطقی است که به سراغ مشاور برود. اما اگر من و شما، پاسخ را – تقریباً با قطعیت – می‌دانیم، به احتمال زیاد، مشورت گرفتن یکی از مکانیزم های ما برای فرار از تصمیم گیری است.



یا این که به اطلاعات بیشتری نیاز دارم:  "مدتهاست در یک شغل هستم. درآمدم نه آنقدر خوب است که به ثروت واقعی تبدیل شود و نه آنقدر کم که آن را رها کنم! زمانی که خانواده ام از من در خصوص آینده‌ی شغلی و نگاه من به این شغل می‌پرسند، می‌گویم: «هنوز به اطلاعات بیشتری نیاز دارم. باید فعلاً به همین کار ادامه دهم. باید بازار را بشناسم. با چند سال کار که چیزی معلوم نمی‌شود!".



همه ی این توجیهات به این خاطر هستند که ما از پیامد تصمیم هایمان آگاهی و اطلاعات کافی نداریم. برای نمونه اگر بدانیم که خریدن یک آپارتمان جدید مشکلات دیگری مانند همسایه ی بد برای ما ایجاد می کند، حتماً در همین خانه ی فعلی به زندگی خودمان ادامه می دهیم. یا اگر مطمئن باشیم که با مهاجرت درآمد بیشتری در کشور هدف به دست خواهیم آورد، حتماً این کار را می کنیم. یا اگر بدانیم که شغلی که در حال حاضر به آن اشتغال داریم با پیشرفت تکنولوژی تا پنج سال بعد کاملاً منسوخ می شود و از بین می رود، حتماً از همین هفته به فکر تغییر شغل می افتیم.



بنابراین، بهترین راه برای غلبه بر ترس از تصمیم گیری شناسایی پیامدهای تصمیم است. این کار با افزایش اطلاعات ما از پیامدهای تصمیم هایمان امکانپذیر است.

تصمیم سازی