تصمیم سازی | Decision Making

لغات و اصطلاحات تصمیم سازی – بخش 1

تصمیم,تصمیم گیری,تصمیم سازی,اصطلاحات تصمیم گیری,اصطلاحات تصمیم سازی,لغات تصمیم گیری,لغات تصمیم سازی,واژه نامه تصمیم گیری,واژه نامه تصمیم سازی,دانش تصمیم,علم تصمیم,

Action Learning: یادگیری عملی: یادگیری متمرکز بر نتایج و شرایط آتی که باید قابل پیش بینی بوده و این نتایج را ایجاد کند.   Action: اقدام: تخصیص منابع، معمولاً پس از انتخاب.   Active L

لغات و اصطلاحات تصمیم سازی – بخش 1

لغات و اصطلاحات تصمیم سازی – بخش 1 140

Action Learning: یادگیری عملی: یادگیری متمرکز بر نتایج و شرایط آتی که باید قابل پیش بینی بوده و این نتایج را ایجاد کند.

 



Action: اقدام: تخصیص منابع، معمولاً پس از انتخاب.

 



Active Listening: گوش دادن فعال: گوش دادن فعال راهی برای گوش دادن است که کاملاً بر آنچه طرف مقابل می گوید تمرکز می کند و درک محتوای پیام و احساسات زیربنایی پیام را تأیید می کند تا اطمینان حاصل شود که درک صحیحی شکل گرفته است.

 



Actor Learning: یادگیری بازیگر: تعیین دقت اطلاعات ارائه شده توسط متخصصان در یک فرآیند تصمیم گیری، مانند احتمال شرایط آینده (نرخ بهره) و شکل گیری آن توسط کارشناسان.

 



Actual Judgment: قضاوت واقعی: بر اساس آنچه ارزیاب واقعاً می داند، برعکس قضاوت فرضی است.

 



Adaptation of the Decision Process: انطباق فرآیند تصمیم گیری:



اکثر سازمان ها با انواع مختلف تصمیم و میزان متفاوتی از ابهام مواجه می شوند. تصمیم‌گیرندگان با مجموعه‌ای از فرآیندهای تصمیم‌گیری، مهارت‌ها یا پشتیبانی کارکنان برای به کارگیری آنها و دستورالعمل‌هایی برای تطبیق تاکتیک‌های تصمیم‌گیری با انواع تصمیم‌گیری و میزان ابهام، می‌توانند شیوه‌های تصمیم‌گیری خود را بهبود بخشند. هنگامی که یک فرآیند تصمیم گیری با تصمیمی سازگار و با رویه های آن مطابقت دارد، باید تأثیر مطلوبی بر هزینه، به موقع بودن، خطر حذف، انعطاف پذیری، پذیرش، سازگاری و اعتبار داشته باشد.



فرآیند تصمیم گیری ترکیبی است از تصمیم های اکتشافی بسیار گیج کننده و ذینفعانی با منافع ناشناخته. استفاده گسترده تر از روش ترکیبی تحت این شرایط باید پذیرش و سازگاری را از طریق مدیریت ائتلافی بهبود بخشد.



فرآیند تصمیم گیری گروهی برای تصمیم گیری های غنی از اطلاعات، تصمیم های نسبتاً گیج کننده و تصمیم هایی که شامل چندین ذینفع با منافع شناخته شده است، توصیه می شود. هنگامی که گروه ها به درستی مدیریت شوند، می توانند به موقع، ارزان و انعطاف پذیر باشند و می توانند پذیرش را افزایش دهند. قابلیت اطمینان، اگرچه به سختی در یک محیط گروهی به دست می آید، ممکن است زمانی که گروه تصمیم از تجزیه و تحلیلی حمایت می کند که از یک تاکتیک قیاسی، مانند درخت تصمیم استفاده می کند، افزایش یابد. عملکرد گروه های تصمیم گیر باید زمانی بهبود یابد که گروه تصمیم گیر اطلاعات ارزیابی تولید شده توسط تجزیه و تحلیل ها را با هم تطبیق دهد.



فرآیند تصمیم گیری تحلیلی برای تصمیم گیری های تجربی، تصمیم هایی با درجه ابهام پایین و تصمیم هایی که در آنها یک تصمیم گیرنده مسلط وجود دارد توصیه می شود. فرآیندهای تحلیلی به کاهش استرس کمک می کنند و به تصمیم گیرنده کمک می کنند تا فعالیت های مورد نیاز در انتخاب های سخت را شناسایی و سازماندهی کند.

 



Additive Component: جزء افزودنی: به عنوان مثال، عناصر یک کمیت. معمولاً ابزار تصمیم به معیارهای افزایشی تقسیم می شود.

 



Aiding Method: روش کمکی: نوعی ابزار تصمیم گیری.

 



Alternatives: گزینه‌های جایگزین: روش‌های عملی و اختیاری که از تصمیم‌گیرنده انتظار می‌رود بهترین ها را از میان آن‌ها انتخاب کند. گزینی این گزینه ها از حافظه، جستجو، تحقیق و توسعه و موارد مشابه به دست می‌آید و راه‌هایی را برای دستیابی به اهداف ارائه می‌کند.



جایگزینی یکی از مسیرهای عملی متقابل منحصر به فرد برای دستیابی به اهداف است. جایگزین ها نه تنها در جزئیات کمّی، بلکه از نظر ماهیت یا ویژگی نیز متفاوت هستند. منظور ما از انحصار متقابل این است که گزینه ها رقابتی هستند به این معنا که اگر A انتخاب شود، B نمی تواند انتخاب شود. یک مسیر عملی که ویژگی های انتخاب شده از A و B را ترکیب کند، جایگزین جدیدی خواهد بود.

 



Ambiguity: ابهام: ناتوانی در توصیف یا توصیف جنبه های مهم یک تصمیم، مانند مشکلات اصلی، شرایط آینده، جایگزین ها یا معیارها.

تصمیم سازی